اشکان

fucking tehran

یه روز خدا داشته تو یه باغ گلابی قدم میزده و یه دونه از اون آهنگ آشغالا رو زمزمه می کرده تا برسه به اولین خودپرداز و یه پولی برداره تا با نصفش سال 69 رو خلق کنه و نصف دیگه شم بزنه به جیب که در این اثنا منو خلق کرده

بعدشم تا دوره نوجونیم خدا همش تو بار و دیسکوهای بهشت لعنتیش دنبال عیاشی خودش بوده و حواسش بهم نبوده

بزرگتر که شدم یاد اون روز تو باغ گلابی افتادو بهم گفت چه گهی داری می خوری منم بهش گفتم شات د فاک آپ تو دیگه کدوم خری هستی ؟

  • Education
    • mechanical engineering