NiennaFalassion

NiennaFalassion

_______

_______

_______

_______

_______

سربازان در مارش

با حاشیه های دندانه دار

با عشق و نکبت

حافظ زبان مردگان شدی

ارباب مو قرمز آنجا بود

نگاهی کردی و گفتی

! رحم نه

ارباب گفت دیر است

راز را فاش کرده ای

مردگان برخاسته اند

! فریاد زدی سپینا ! آهای سپینا

دانستیم تو کیستی

برگرد

نمی دانی که او را گرگ ها دریدند

در کوهستان

سپینایی دیگر نخواهی شد

، روز بعد که از خانه خارج شوی

دیگر باز نخواهی گشت

چرا که به زانو افتادن یک فیل را

دیدی

و همان گاه روح درخت تو را نام

: نهاد

__ نی ینا فالاسیون

برو نی ینا

"به هیابانگ شور انگیز مهراس"

بدرود

بدرود و به همراهت نیروی هراس